نام کاربري : کلمه عبور : عضو انجمن نيستيد ! همين حالا عضو شويد . | کلمه عبور خود را فراموش کرده ام !







آغاز شده توسط
متن
rubik آفلاين



تعداد ارسال ها: 546
تاريخ عضويت: 2 /4 /1395
محل زندگي: یاسوج
سن: 24
تعداد تشکر کرده: 3898
تعداد تشکر شده: 3086
نیروی هوافضای سپاه پاسداران
انجمن اي ار ارتش

لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
با سلام خدمت همه ی بچه ها و دوستان عزیزم ... فدامداتون ...

مبحثی که قراره باهم بررسی کنیم و جلو بریم ، برمیگرده به بخش یا سطحی از جنگنده تحت عنوان لرکس ... در برخی از منابع به اشتباه لرکس رو همون لکس عنوان میکنن که این غلطه ! و اگه اینطور بگیم بهتره که لرکس بخشی از لکس به حساب میاد ...
لکس یا Leading -edge Extension یا به اختصار LEX به بخش هایی از بال اصلی گفته میشه که از قسمت لبه ی حمله ی بال ( ابتدایی ترین یا جلوترین بخش یک بال که ابتداعا در معرض برخورد با هوا قرار میگیره ) امتداد پیدا کردن و عملا بخش جداگانه ای از بال به حساب میان و کارشون بهینه سازی و کنترل جریان هوا برای عملکرد بهتر هواپیما در شرایط و حالات مختلف پروازی هستش ... مثل اسلت ها - استِرِیک ها ( لرکس ) - داگ توث ( دندان سگی ) - کاف ....

بخشی هایی که با رنگ مشکی پر رنگ نشون داده شده لکس های بال اصلی هستند و میبینیم که از جلوی بال شروع شده و امتداد پیدا کردند :

خط قرمز : استِرِیک یا لرکس ... خط سبز : کاف ( Cuff ) ... خط آبی : داگ توث ( Dog Tooth ) ... خط بنفش : اسلت ( Slat ) ....




کاری به موارد گفته شده مثل دندان سگی ،کاف و اسلت نداریم چون موضوع اصلی تاپیک در خصوص استِرِیک ( Strake ) ها یا همون لرکس ها هستش ... لرکس یا Leading-edge Root Extension یا به اختصار LERX ، همونطور که از اسمش مشخصه ( کلمه ی Root یعنی ریشه ی بال ) ، به بخش یا سطحی از جنگنده گفته میشه که از ریشه یا ابتدای بال شروع شده و تا بخش مشخصی از بدنه ی جنگنده ادامه یا امتداد پیدا کرده ... همونطور که در شکل بالا میبینیم ، لرکس از ریشه ی بال شروع شده و تا بخش مشخصی از بدنه ی جنگنده امتداد پیدا کرده ... در همه ی منابع گفته شده که شکل ظاهری لرکس ها ( استِرِیک ها ) شبیه به مثلثه ولی واقعا هیچیش به مثلث ( 3 گوش ) نمیخوره ! بگذریم ...

اساس کار لرکس ها اینجوریه که در سرعت های کم و در زوایای حمله ی بالا که با پدیده ی جدایش هوا از روی بال و واماندگی یا استال کردن بال مواجه میشیم ، لرکس ها با نحوه ی عملکردی که در ادامه توضیح داده میشه جدایش هوا از روی بال رو به تاخیر میندازند و باعث میشن که جنگنده در این دو حالت ( سرعت کم و زاویه ی حمله ی بالا ) کارایی بهتر و مطلوب تری رو از خودش بجا بزاره ...
قبلا با پدیده ای تحت عنوان درگ القایی آشنا شدیم .. درگ القایی یا گردابه ی تولید شده در نوک بال ( wingtip ) نحوه ی شکل گیریش به این صورته که : هوا در گذر از سطح فوقانی و تحتانی ایرفویل به ترتیب با دو عامل مواجه میشه : 1- افزایش سرعت هوا = کاهش فشار و چگالی هوا 2- کاهش سرعت هوا = افزایش فشار و چگالی هوا
به هوایی که از سطح فوقانی ایرفویل یا ماهیواره یا سطح مقطع مشخصی از بال عبور میکنه جریان UP-wash و به هوایی که از سطح تحتانی ایرفویل عبور میکنه جریان Down-wash گفته میشه .. تفاوت فشار هوا در سطح فوقانی و تحتانی ایرفویل باعث میشه که هوا با فشار بالاتر بخواد به سمت هوا با فشار کمتر منتقل بشه ( انتقال فشار از ناحیه ی پرفشار به ناحیه ی کم فشار ) و این انتقال فشار در بخش نوک بال که مساحت کمتری داره صورت میگیره و باعث گردش یا چرخش هوا به سمت بالا و تولید گردابه در نوک بال میشه که اصطلاحا بهش درگ القایی ( Induced Drag ) میگن و برای کاهش گردابه ی تولیدی در نوک بال و طبیعتا کاهش درگ القایی ، اول تصمیم بر این بود که طول بال رو افزایش بدن تا مساحت نوک بال به کمترین میزان خودش برسه و طبیعتا انتقال فشار کمتری از Down-wash به UP-wash صورت بگیره ! دلیل افزایش طول بالا هم اینه که همیشه در طراحی بال ، ریشه بال همیشه مساحت بیشتری ( پهن تر یا بزرگ تر ) نسبت به نوک بال داره و لذا هرچقدر که طول بال رو بیشتر کنیم از اونور نوک بال کوچیک و کوچیک تر میشه و هوای سطح تحتانی ایرفویل دیگه جایی برای انتقال به سطح فوقانی ایرفویل نداره و لذا گردابه و درگ کمتری تولید میشه ! ولی خب افزایش طول بال ( نسبت منظری بالا ) طبیعتا باعث میشه که نگهداری هواپیما در اشیانه سخت تر بشه و یا مثلا بال هواپیما به جایی برخورد بکنه و آسیب ببینه ! لذا کلا بیخیال افزایش طول بال شدند و بجاش از وینگ لِت یا وینگ تِپ استفاده کردند ...

انتقال فشار از زیر به بالای بال ( به حالت چرخشی که در نوک بال به وجود اومده دقت کنیم .. این حرکت چرخشی هوا همون عامل تشکیل دهنده ی گردابه در نوک بال هستش ) :



اینم مزیت استفاده از وینگ لِت در نوک بال و کاهش چشمگیر گردابه و درگ :




این گردابه ها هرچقدر که از عقب جنگنده و یا هواپیما امتداد پیدا کنند و دورتر بشن ، بزرگ تر و ضعیف تر شده و تاثیر خودشون رو از دست میدن و طبیعتا میتونیم نتیجه بگیریم که گردابه ها بیشترین انرژی و سرعت رو در محل تشکیلشون یعنی نوک بال دارند ... اما چرا با امتداد پیدا کردن گردابه در واحد طول ، قدرت و انرژی گردابه کمتر میشه ؟!
دلیلش بر میگرده به اصل برنولی : سرعت با فشار رابطه ی عکس داره ...
گردابه ها در محل تشکیل ، سرعت بالایی دارند و طبق اصل برنولی این سرعت بالا فشار کم رو در بر داره ( فشار کم = انرژی زیاد ) ! لذا جریان هوایی که در ادامه به درون این گردابه بلعیده میشه بعلت سرعت زیاد و طبیعتا فشار کم و انرژی زیاد درون گردابه ، جریان هوای بلعیده شده به درون گردابه هم سرعت بالا - فشار کم و انرژی بالایی داره ! و لذا گردابه های هوا به سرعت به دور خودشون میچرخند ( انرژی جنبشی و قدرت بالا ) و مثل یک ورقه ی کاغذ لول ( تعداد لول های زیاد و فشرده ) شده عمل میکنند و ابعاد کوچیکی دارند ... با فاصله گرفتن و دور شدن از محل تشکیل گردابه ، چون در ادامه بخش یا سطوحی برای تولید مجدد گردابه و دادن قدرت و سرعت اضافی به گردابه ی اولیه و وجود نداره ، لذا رفته رفته از سرعت گردابه کاسته شده و طبق اصل برنولی سرعت کم ( انرژی جنبشی کم ) مساویست با فشار زیاد ( فشار زیاد = انرژی کم ) ... لذا با کاهش انرژی و سرعت گردابه ، گردابه ها با سرعت و انرژی کمتری به دور خودشون میچرخن و از هم باز شده و ابعاد بزرگتری به خودشون میگیرند .. درست مثل یک کاغذ لول شده با تعداد لول های کم و بزرگ ..

طبق شکل زیر از محل تشکیل گردابه تا اخر ، ابعاد گردابه بزرگ تر شده و قدرتش کاهش پیدا میکنه :



بعد از توضیح کامل در مورد درگ القایی ، میرسیم به توضیح در مورد لرکس ها ....

اساس کار لرکس ها - فنس ها - تولید کننده های گردابه ( Vortex Generator ها ) دقیقا مشابه درگ القایی هستش ... یعنی دقیقااااا :) یعنی این 3 تا کارشون تولید گردابه هست و تنها فرقی که با گردابه ی تولید شده در نوک بال هواپیما دارند اینه که ، گردابه ی تولید شده در نوک بال هواپیما مضر و باید کاهش داده بشه ولی گردابه ی تولید شده توسط اون 3 وسیله که در بالا بهش اشاره شد مفید و باید قدرشو بدونیم !

برای توضیح نحوه ی عملکرد لرکس ها که در ادامه تصاویری ازش قرار داده میشه ، باید سری بزنیم به Vortex Generator ها .... تولید کننده های گردابه ( Vortex Generator ها ) سطوح بال مانند کوچیکی هستند که در بخش های مختلف هواپیما مثل روی بال - زیر بال - سکان افقی - پوسته ی بیرونی موتور و غیره نصب میشن و کارشون تولید گردابه های قدرتمند و پرسرعت ( کم فشار - پر انرژی ) در نوک سطح بال مانند خودشون هستش ...

Vortex Generators :



در واقع مفید بودن این نوع از گردابه های تولیدی توسط وُرتکس جِنِراتور ها به این دلیله که گردابه های تولیدی توسط این سطوح باعث کاهش ضخامت لایه ی مرزی و به تعویق افتادن پدیده ی جدایش هوا از روی بال و استال کردن بال در زوایای حمله ی بالا و در سرعت های پایین پروازی میشن ...
لایه ی مرزی تعریفش قبلا در انجمن بارها قرار داده شده و نیازی به توضیح مجدد نیست ولی در همین حد بدونیم که لایه ی مرزی یک سطح مشترک بسیار نازک بین سطح جسم و مولکول های سطح سیال ( هوا ) هستش و زمانی بوجود میاد که هوا در تماس ( اصطکاک ) با سطح یک جسم جامد قرار بگیره و بعلت خاصیت ویسکوزیته یا چسبندگی مولکول های سطح سیال ( هوا ) ، بخشی از مولکول های هوا به سطح جسم میچسبند و لایه ی مرزی رو تشکیل میدن ... مولکول هایی از هوا که لایه ی مرزی رو تشکیل دادند ، باعث کاهش سرعت ( افزایش فشار = کاهش انرژی ) سایر مولکول های هوای عبوری در مجاورت این لایه شده و رفته رفته با کاهش انرژی حرکتی مولکول های هوا در گذر از روی بال و مجاورت لایه ی مرزی ، مولکول های هوا از روی بال جدا شده و بال با کمبود نیروی لیفت تولیدی مواجه شده ( نتیجتا افزایش درگ ) و استال میکنه ...

لایه ی مرزی ( Boundary Layer - بخش قرمز رنگ - انرژی کم ) و جریان هوای آزاد ( Free Stream - رنگ آبی - انرژی زیاد ) :



هرچقدر که از لایه ی مرزی دورتر بشیم یعنی هوا کمتر در مجاورت لایه ی مرزی از روی سطح بال عبور کنه ، طبیعتا جریانات هوای عبوری از روی بال کمتر تحت تاثیر اثر مخرب لایه ی مرزی قرار گرفته و سرعتشون کمتر کاهش پیدا میکنه ... لذا کاهش نرخ افت سرعت جریان با فاصله گرفتن از لایه ی مرزی ، باعث کاهش فشار و افزایش انرژی لایه های هوا شده تا جایی که انقدر از لایه ی مرزی دور بشیم که دیگه عملا وارد هوای آزاد ( جریان آزاد ... سرعت بالا - فشار کم - انرژی بالا ) بشیم ....
در لایه مرزی با پدیده ای تحت عنوان گرادیان فشار معکوس ( منفی ) مواجه هستیم .. طبق روال معمول ، همیشه فشار از ناحیه ی پرفشار به ناحیه ی کم فشار منتقل میشه و عکس این قضیه میشه گردایان فشار معکوس !
قبلا گفتیم که سرعت هوا در گذر از سطح فوقانی ایرفویل افزایش پیدا میکنه و این یعنی کاهش فشار در سطح فوقانی ایرفویل درسته ؟ با گذر کردن جریان هوا از روی بال و طی کرده حدود 25 درصد از خط وَتَر ایرفویل ، اصطکاک هوا با سطح بال ( جسم جامد ) و تشکیل لایه ی مرزی شروع میشه و این یعنی کاهش سرعت هوا و افزایش فشار در ناحیه ی لایه ی مرزی ... پس چیشد ؟ ابتداعا فشار کم بود و سپس فشار زیاد شد ! یعنی انتقال فشار از ناحیه ی کم فشار ( جریان آزاد ) به ناحیه ی پر فشار ( لایه ی مرزی ) ! به این نوع تغییر شارش یا انتقال معکوس فشار میگن گرادیان فشار معکوس ( منفی ) ...
لذا جدایش هوا از روی ایرفویل و استال کردن بال که با افزایش ضخامت لایه ی مرزی و افزایش زاویه ی حمله ( عمدتا بالای 19 تا 20 درجه ) صورت میگیره ، باعث سخت تر شدن کنترل و پایداری جنگنده در حین پرواز میشه ...
برای اینکه ضخامت لایه ی مرزی و طبیعتا به تعویق افتادن جدایش هوا از روی ایرفویل رو به تعویق بندازیم و کاری کنیم که گرادیان فشار معکوس کمتری در لایه های هوا صورت بگیره ( نتیجتا افزایش لایه های هوای مُرده و ساکن روی سطح بال و رسیدن به مرز نقطه ی ایستایی یعنی کاهش سرعت هوا به صفر و رسیدن فشار استاتیک یا فشار کل روی بال به بالاترین مقدار ممکن و ایجاد خستگی روی بال ) ، باید کاری کنیم که یا هوای پرسرعت و پرانرژی جریان آزاد با هوای کم سرعت و کم انرژی لایه ی مرزی ترکیب بشه و یا با استفاده از سطوح بخصوصی باعث تولید گردابه های پرسرعت و پر انرژی ( شبیه ساز هوای جریان آزاد ) که پیشتر در موردش توضیح داده شد ، اینکارو انجام بدیم ...
لذا فلسفه ی بوجود اومدن Vortex Generator ها هم همین بود ! در واقع وُرتکس جنراتورها با نصب شدن در جلوی ایرفویل و چسبیدن به سطح ایرفویل ، باعث تولید گردابه هایی با سرعت و قدرت و انرژی بالا شده و با ترکیب شدن این گردابه های ی قدرتمند با گردابه های ضعیف لایه ی مرزی ، گرادیان فشار معکوس به تعویق افتاده و لایه های هوای کمتری در معرض اثر مخرب لایه ی مرزی قرار گرفته فلذا پدیده ی جدایش هوا از روی بال تحت تاثیر لایه ی مرزی به تاخیر افتاده و لیفت بیشتری بر روی بال تولید میشه ...



تولید کننده های گردابه نصب شده روی سطح بال ( وینگ لت نصب شده در نوک بال هم کاملا مشهوده ) :



اینم از اساس کار Vortex Generator ها :)

اینکه گفته میشه تولید کننده های گردابه ( Vortex Generator ها ) برای سرعت های کم و زوایای حمله ی زیاد ساخته شدند به این خاطره که در سرعت های کم همونطور که قبلا توضیح داده شده ، فشار افزایش و انرژی هوای عبوری از روی بال کاهش پیدا میکنه و این یعنی کمک کردن به افزایش ضخامت لایه ی مرزی و افزایش احتمال جدایش هوا از روی بال و افزایش درگ و کاهش لیفت ... علاوه بر این از اونجایی که لیفت و درگ با مجذور سرعت هوا رابطه ی مستقیم دارند یعنی اگه سرعت هوا دو برابر بشه لیفت و درگ 4 برابر میشه ، لذا سرعت کمتر تناسبی با افزایش لیفت نداره ....
در زوایای حمله ی بالا که قبلا گفته شد ، افزایش زاویه ی حمله ایرفویل هم میتونه باعث افزایش لیفت بشه و هم افزایش درگ ! لذا بطور معمول تا زاویه ی 19 تا 20 درجه اگر زاویه ی حمله ی داشته باشیم ، لیفت داریم و در زوایای حمله ی بالاتر از 20 درجه با پدیده ی جدایش هوا از روی بال و افزایش درگ و کاهش لیفت مواجه میشیم و به نقطه یا زاویه ای که اولین جدایش هوا و استال کردن بال رخ بده Stall Point یا Stall Angle گفته میشه ! یعنی از اون نقطه و زاویه به بعد نه تنها لیفت تولید نمیشه بلکه هوا از روی بال جدا و درگ افزایش و بال استال میکنه ...

علت جدایش هوا از روی بال در زوایای حمله بالا برمیگرده به سرعت کم هوا در گذر از روی بال در زوایای حمله ی بالا ...

با توجه به شکل زیر ، اخرین ایرفویل زاویه ی 30 درجه رو با باد نسبی [ زاویه ای که جریان هوا با خط وَتَر ایرفویل ( خط نارنجی رنگ ) تشکیل میده رو بهش میگن زاویه ی حمله ] تشکیل داده و میبینیم هوا روی سطح فوقانی ایرفویل بصورت مارپیچ درومده ، این یعنی هوا از روی بال ( ایرفویل ) جدا شده .. ولی در دو حالت یا بهتره بگیم دو زاویه دیگه ( 3 و 10 درجه ) ، میبینیم که همچنان جریان هوا از روی بال بصورت خطی و منظم عبور کرده و جدایش هوایی دیده نمیشه ...



حالا تمامی موارد بالا رو تعمیم بدیم به لرکس ها !! یعنی اساس کار و نحوه ی عملکردشون دقیقا مشابه Vortex Generator ها هستش ! همین ! یعنی در سرعت های پایین پروازی و زوایای حمله ی بالا ، با تولید گردابه های قدرتمند باعث دادن انرژی اضافه به لایه ی مرزی و تمامی مراحل بالا که پیشتر توضیح داده شد ، شده و لذا باعث میشه که جنگنده در داگ فایت که مجبور به انجام مانورهای سنگین پروازی هستش ، در زوایای حمله ی بالاتری بتونه از خودش مانور نشون بده و دست برتر رو نسبت به رقیب داشته باشه ...

نمونه ای از لرکس در جنگنده های مختلف :

اف 18 سوپر هورنت :



اف 18 هورنت ( تابلوئه نیازی به خطی خطی کردن عکس نبود خخ ) :



پیشی ملوس خودمون ( تامکت ) :



پس لرکس ها ( یا استِرِیک ها ) - فنس ها - Vortex Generator ها با افزایش تولید و تزریق گردابه های پر سرعت - قوی و پر انرژی به درون لایه ی مرزی و با کاهش اثر گرادیان فشار معکوس ایجاد شده در لایه های هوا توسط لایه ی مرزی و طبیعتا افزایش گردابه های ضعیف و کم انرژی ، باعث به تاخیر انداختن جدایش هوا ( نتیجتا کاهش لیفت و افزایش درگ ) از روی بال شده و مانور پذیری جنگنده رو خصوصا در زوایای حمله ی بالا افزایش میدن ...

اینم از نحوه ی عملکرد و فلسفه ی وجودی لرکس ها ...

اما گردابه های تولید شده توسط لرکس ها و اساسا سایر سطوح تولید کننده ی گردابه یه مشکلی ایجاد میکنند اونم اینکه باعث وارد کردن شکستگی و ایجاد حالت خستگی روی سکان عمودی جنگنده هایی میشن که مجهز به دو سکان عمودی V شکل هستند ...

نمونه ای از عمل کردن لرکس ها و تولید گردابه ( ایجاد حالت ابر مانند روی بدنه ) :



اگه یادمون باشه قبلا و در همین تاپیک گفتیم که گردابه ها با امتداد پیدا کردن در واحد طول از محل تشکیلشون تا به عقب جنگنده ، رفته رفته سرعت و قدرتشون کمتر شده و ساختار اولیه ( کوچیک و فشرده بودن ... سرعت بالا = فشار کم - انرژی بالا ) خودشون رو از دست داده و تبدیل به گردابه هایی با ساختار و ابعاد بزرگ ( سرعت کم = فشار بالا = انرژی کم ) میشن ... لذا گردابه ها از ابتدا که تشکیل میشن حالت خطی دارند چون سرعت و انرژی بالایی دارند و رفته رفته با امتداد پیدا کردن و کاهش سرعت و انرژیشون ، به جایی میرسند که دیگه سرعت و انرژیشون انقدر کاهش پیدا میکنه که دیگه نمیتونن اون حالت خطی ( یا میشه گفت لوله ای شکل ) اولیه خودشون رو حفظ کنند و نهایتا گردابه شکسته شده و تبدیل به گردابه های بزرگ تری میشن ...

اگه به شکل زیر دقت کنیم از جایی که گردابه ها توسط لرکس جنگنده اف 18 هورنت تشکیل شدند ، گردابه ها حالت خطی یا لوله ای شکل دارند و در انتهای جنگنده گردابه ها شکل اولیه ی خودشون رو از دست داده و شکسته و پخش شدند :



اگه به تصویر بالا دقت کنیم میبینیم که برهم خوردن شکل اولیه ی گردابه ها و تولید گردابه های بزرگتر و با قدرت کمتر ، در نزدیکی سکان عمودی اتفاق افتاده ! این حالت طبق آزمایشاتی که محققین ناسا بر روی جنگنده ی آزمایشی اف 18 مدل F-18 HARV انجام دادند ( HARV مخفف High Alpha Research Vehicle ) متوجه شدند که این حالت باعث بروز شکستی در سکان عمودی در بازه های زمانی طولانی مدت پرواز و همچنین ایجاد خستگی روی سکان عمودی میشه ... کاری به شکستگی سکان عمودی نداریم چون تابلوئه ! ولی منظور از خستگی روی سکان عمودی چیه ؟! قبلا گفتیم که گردابه هایی که توسط لرکس - فنس و غیره تولید میشه برای کاهش اثر مخرب لایه ی مرزیه .. لایه ی مرزی که با کاهش سرعت هوا و افزایش فشار و کاهش انرژی هوا باعث انباشته شدن لایه های هوای ساکن ( مُرده - نقطه ی ایستا ) روی سطح بال شده و باعث ایجاد خستگی روی بال میشه .. لذا وقتی گفته میشه خود این گردابه ها باعث ایجاد خستگی روی سکان عمودی میشه یعنی دقیقا همین !! یعنی زمانی که گردابه ها شکل خطی و اولیه ی خودشون رو از دست میدن و حالت متلاطم و گسترده ( طبق عکس بالا ) به خودشون میگیرند ، یعنی انقدر سرعتشون کم شده ( فشار زیاد = انرژی کم ) که دیگه تفاوت انچنانی با جریانات لایه ی مرزی ندارند و این گردابه های ضعیف با عبور کردن از روی سطح سکان عمودی دیگه انچنان قدرتی ندارند که بتونند بر جریانات لایه ی مرزی غلبه کنند و اونها رو پس بزنند ! لذا خود این گردابه ها با ملحق شدن به لایه ی مرزی ، باعث افزایش ضخامت لایه ی مرزی روی سکان عمودی و افزایش لایه های هوای مُرده روی سکان عمودی شده و باعث ایجاد خستگی روی سکان عمودی میشن ...

اما راه چاره چیه ؟ برای حل این مشکل اومدن بر روی لرکس های اف 18 هورنت ، فنس هایی ( Fence ) قرار دادند که خود این فنس ها هم گردابه تولید میکنند .. یعنی دو تا گردابه ی مختلف بر روی جنگنده تولید میشه ! یکی توسط لرکس ها و دیگری توسط فنس ها ! این دو گردابه با ترکیب شدن در همدیگه و تولید یک گردابه ی پرسرعت تر و قوی تر ، باعث میشه که گردابه ی جدید دیرتر در واحد طول سرعتش کاهش پیدا کنه و دیگه مثل حالت قبل ، نزدیک به سکان عمودی گردابه ها بزرگ و کم قدرت نشن که بخوان مشکلات گفته شده رو به وجود بیارن و جنگنده بتونه حداکثر استفاده ی مفید رو از گردابه ها ببره ...

فنس نصب شده روی لرکس جنگنده ی اف 18 هورنت :



البته یه کار دیگه ای که برای مقاوم سازی سکان عمودی در برابر گردابه ها و تند بادها صورت گرفته ، محکم کردن محل اتصال سکان عمودی به بدنه توسط چفت و بست هاست :



پس طبیعتا هرچقدر که مساحت لرکس ها بزرگتر باشه ، درگ القایی بیشتر و نتیجتا تولید گردابه ی بیشتری رو شاهد هستیم ...

اگه به تصویر اف 18 مشکی رنگ که در بالا گذاشته شد نگاه کنیم زیر تصویر نوشته شده ( Angle of Attack =20 ) یعنی زاویه ی حمله در 20 درجه قرار داره ...

حالا به دو عکس زیر دقت کنیم :

زاویه ی حمله ی 25 درجه :



زاویه ی حمله ی 30 درجه :



طبق 3 عکس بالا متوجه میشیم که با افزایش زاویه ی حمله ، گردابه ها سریع تر قدرت خودشون رو از دست داده و سریع تر از حالت اولیه و خطی شکل خودشون خارج و متلاشی میشن ... لذا چون لرکس ها سطوح ثابت به حساب میان ، لذا در زوایای حمله ی بالاتر کمی با افت کارایی مواجه میشن ...
لذا نمونه ی کامل تر یا بهینه سازی شده تر لرکس ها تحت عنوان لِوکُن ها توسعه پیدا کردند ! Levcon یا Leading-edge Vortex Controller ها بر خلاف لرکس ها که ثابت هستند ، بصورت متحرک طراحی شدن و از این رو بهترین کارایی رو در مانور پذیری و زوایای حمله ی بالا دارند و خلبان میتونه با انحراف این سطوح متحرک به زوایای مختلف ( با توجه زاویه ی حمله ی هواپیما ) ، گردابه های تولید شده توسط لِوکُن هارو کنترل کنه و حالت 3 عکس اف 18 مشکی رنگ که در 3 زاویه ی مختلف حمله گرفته شده ، پیش نیاد ...

لِوکُن ها اولین بار ( اگه اشتباه نکنم ) در جنگنده ی تی 50 پکفا بکار گرفته شدند :



متحرک بودن لِوکُن ها که در عکس زیر به خوبی مشخص شده ( بهمراه تراست وکتور 3 بعدی نازل ) :



یه چیز جالب اینه که در پکفا هم از لرکس استفاده شده و هم از لِوکُن ( نتیجتا مانور پذیری وحشتناک بالا خخخ ) :

بخش قرمز رنگ : لِوکُن
بخش زرد رنگ : لرکس



لرکس ها و لِوکُن های پکفا از نمای دیگه :



البته لرکس ها ( بعلت ابعاد بزرگ ) و لِوکُن ها ( بعلت ابعاد بزرگ و متحرک بودن ) دارای بازتاب راداری قابل توجهی هستند که به نوبه ی خودش میتونه ارزش عملیاتی جنگنده رو چه در مقابل جنگنده های دشمن و چه در مقابل پدافندی دشمن تحت الشعاع قرار بده ...
لذا تنها کاری که میشه برای کاهش بازتاب راداری این دو وسیله انجام داد ، استفاده از مواد و رنگ های جاذب راداری هستش و یا حتی میشه از ساختار های شش ضلعی لانه زنبوری در لِوکُن ها بواسطه ی متحرک بودنش استفاده کرد مثل آنچه که در بمب افکن بی 2 استفاده شده ...

لذا از اونجایی که همیشه در پرنده های روسی رادارگریزی فدای مانور پذیری شده ( توجه خاص به مانورپذیری جنگنده ) و عکس این حالت رو میتونیم در جنگنده های امریکایی ببینیم ، همیشه روس ها در بحث مانورپذیری و یانکی ها در بحث رادارگریزی ( پنهانکاری ) همیشه یک گام باهم فاصله دارند ...

فلذا میبینیم که در جنگنده های نسل 5 امریکایی تنها از لرکس و اونهم با ابعاد ( مساحت ) بسیار کوچیک استفاده شده ( جهت حفظ خاصیت پنهانکاری ) و طبیعتا ابعاد و مساحت کوچیک لرکس مساویست با تولید گردابه ی کمتر ...

لرکس ها در جنگنده ی اف 35 لایتنینگ :



اون بخش که با رنگ نارنجی مشخص شده و چسبیده به بال اصلی هستش ، جالبیش اینه که در اف 35 مدل A و B شاهدش هستیم ولی در اف 35 مدل C این بخش وجود نداره !! ...

همین بخش نارنجی رنگ در اف 35 مدل C میبینیم که وجود نداره :



لرکس ها در جنگنده ی اف 22 رپتور :



لرکس ها در جنگنده های مختلف دیگه ای مثل اف 5 - جِی 20 و جِی 31 - اف 15 - اف 16 و غیره استفاده شدن ...

نکته ی اخر اینکه ، کاناردها هم میتونند در نوکشون گردابه تولید کنند ! درست مثل گردابه ی تولید شده در نوک بال اصلی ! ولی نباید کاناردهارو با لرکس ها و لِوکُن ها اشتباه گرفت ! چون لرکس ها و لِوکُن ها اساس کارشون تولید و کنترل گردابه هستش ولی کانارد یک بخش کاملا جدا از بال به حساب میاد که جلوتر از مرکز ثقل هواپیما نصب شده ( مثل لرکس ها و لِوکُن ها ) و تاثیرات خاص خودش رو روی هواپیما داره و در خلال این تاثیرات ، یکی از کارهای جانبی که توسط کانارد صورت میگیره تولید گردابه بمنظور انجام کارهای گفته شده هستش ... پس نباید لرکس ها و لِوکُن ها که وظیفه ی اصلیشون تولید و کنترل گردابه هستش رو با کانارد که تولید گردابه جزو وظایف جانبیش به حساب میاد ، قاطی کنیم ...
در نهایت اگر بخوایم کاناردهارو با توجه به زوایای حمله ی مختلف و گردابه ای که تولید میکنند بهینه سازی بکنیم ، نباید به هیچ عنوان کانارد بصورت ثابت طراحی بشه ! یا باید کانارد تماما متحرک باشه و یا حداقل یک بخش متحرک روی خودش داشته باشه .. در غیر اینصورت ( ثابت طراحی کردن کانارد ) ، باعث جدایش هوا از روی کانارد شده و مشکلات خاص خودش رو به وجود میاره ...
باید مثل تایفون کاناردها بصورت متحرک طراحی بشن که در زمان فرود با عمود شدن نسبت به جریان هوای برخوردی حکم ایربریک رو جهت افزایش درگ و کاهش هرچه سریع تر سرعت ایفا کنند و هم در حین پرواز با منحرف شدن به زوایای مختلف ( بسته به زاویه ی حمله ی هواپیما ) ، بتونن با کنترل گردابه بیشترین بهره وری رو از گردابه های تولیدی ببرن ( نتیجتا مانورپذیری بالا ) ....

پی نوشت 1 : در برخی منابع گفته شده که اون چیزی که در اف 22 مشخص کردیم ، لرکس نیست و بهش Chine گفته میشه ولی چون عملکردی مشابه به لرکس داره لذا از همون لفظ لرکس استفاده شده ... chine در اس آر 71 بلک بِرد : بخش منحنی شکل کشیده شده از ریشه ی بال تا دماغه ی هواپیما ...



chine در هواپیمای A-12 ... نحوه ی انتقال فشار از سطح تحتانی به فوقانی و تشکیل گردابه اینجوریه :



پی نوشت 2 : بالک های نصب شده در زیر بدنه ی اف 14 طبق ادعای ویکی Ventral Strakes یا لرکس های شکمی هستند و کارشون مشابه لرکس های بال اصلی ، ایجاد پایداری در بخش دُم جنگنده هست :



پی نوشت 3 : انشالله باز نگن از جایی کپی کردی و برو از صاحبش حلالیت بطلب !!!!

یا حیدر کرار ....
پنجشنبه 12 مرداد 1396 - 22:46
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 19 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: hamid5574 &behrouz07 &asd &sotoodeh &evin &ahidk1 &alij &hasanali &gazijahany &mehdi &arjemandi1357 &mo-nia &hk416 &galla &takavar313 &espadan &hossein &behzad005 &pezhman &


تعداد ارسال ها: 52

پاسخ : 2 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
با سلام خدمت دادش روبیک عزیز
ماچ موچی مارچی خدمتت دادش محترم
ازت بابت مطالبی که ارایه میدی خیلی ممنونم باعث میشه سطح سوادمون با ارایه مطالب شما بالاتر بره هم خیلی جامع و کلی گفتین و خیلی زیر دیپلم که من بیسواد بتونم درک کنم
واقغا مبحث هواپیما و جنگنده خیلی مبحث داغ و عالی و خیلی در عیتن پیچیدگی ساده و شیرین هست امیدوارم شما دادش روبیک عزیز تاپیکی ایجاد کنین که بتونیم در فضای مجازی بحث ساخت یک جنگده را از اول تا اخر در حد و اندازه ایی که اطلاعات داریم البته با کمک دوستان محترم انجمن و صاحب سخن و البته با ارایه یک طرح مفهومی از یک جنگده در قالب طرح های مختلف موتور و بال و کابین جنگنده بتونیم اطلاعات لازم در این مورد را به همه دوستان و کسانی که دوست دارن در این مورد اطلاعات جامع و کافی بدست بیارن را ارایه بدیم .با تشکر از لرایه مطالبتون
جمعه 13 مرداد 1396 - 12:02
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 8 کاربر از ahidk1 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: rubik /alij /hasanali /asd /mehdi /hk416 /espadan /behzad005 /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 3 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
نقل قول از ahidk1
با سلام خدمت دادش روبیک عزیز
ماچ موچی مارچی خدمتت دادش محترم
ازت بابت مطالبی که ارایه میدی خیلی ممنونم باعث میشه سطح سوادمون با ارایه مطالب شما بالاتر بره هم خیلی جامع و کلی گفتین و خیلی زیر دیپلم که من بیسواد بتونم درک کنم
واقغا مبحث هواپیما و جنگنده خیلی مبحث داغ و عالی و خیلی در عیتن پیچیدگی ساده و شیرین هست امیدوارم شما دادش روبیک عزیز تاپیکی ایجاد کنین که بتونیم در فضای مجازی بحث ساخت یک جنگده را از اول تا اخر در حد و اندازه ایی که اطلاعات داریم البته با کمک دوستان محترم انجمن و صاحب سخن و البته با ارایه یک طرح مفهومی از یک جنگده در قالب طرح های مختلف موتور و بال و کابین جنگنده بتونیم اطلاعات لازم در این مورد را به همه دوستان و کسانی که دوست دارن در این مورد اطلاعات جامع و کافی بدست بیارن را ارایه بدیم .با تشکر از لرایه مطالبتون


سهلام عسیسم خوبی اخوی ( نه به اخوی گفتنم نه به سهلام عسیسم گفتنم خخخ خخ ) ....
فدامدای شما داداشم انجام وظیفه بود .. میگی بیسواد مثلا میخوای شکسته نفسی کنی ؟؟ بقول قیمت تو دورهمی : بروووو من خیلی تیزم خیلی بزم :))) اختیار داری داداش شما اقا سرور ای حرفا چیه ... داداش evin از شماهم بابت خوندن مقاله تشکر میکنم بوس ...

4 تا نکته باید گفته بشه که دوتاش مربوط به صنعت هوایی و دوتای دیگه موشکیه ...

نکته ی 1- در تاپیک فوق وظیفه و فلسفه ی وجودی لرکس و لِوکُن گفته شد .. اما نکته ای که باید گفته بشه اینه که در جنگنده های بال دلتایی ( دلتا شکل - Delta wing ) نیازی آنچنانی به استفاده از لرکس برای تولید گردابه نیست ! چراکه زاویه ی بالای خمیدگی بال اصلی ( مایل بودن بال - معمولا از 60 درجه به بالا ) امکان تولید گردابه توسط خود بال رو فراهم میکنه .. در هواپیماهای متداول تجاری ، زاویه ی مایل بودن بال ( swept wing ) معمولا 30 درجه هستش که میشه نصف حالت ایده ال برای تولید گردابه ! لذا در هواپیماهایی مثل کنکورد که بال بسیار مایل دارند ( High swept wing ) ، خود بال هم میتونه گردابه تولید کنه .. و از اونجایی که گردابه های تشکیل شده توسط لرکس - لِوکُن و خود بال باعث به تاخیر افتادن جدایش هوا از روی بال و نتیجتا کاهش درگ و افزایش لیفت در زوایای حمله ی بالا و سرعت های پایین پروازی میشه ، لذا از واژه ی Vortex Lift برای این نوع از گردابه ها استفاده شده ! یعنی گردابه های تولید کننده ی نیروی لیفت !
از طرفی اگه به ساختار ظاهری لرکس ها نگاه بندازیم میبینیم که دارای بیشترین خمیدگی ( مایل بودن - کج بودن ) هستند ( High swept wing ) ! و این یعنی تولید بیش از پیش گردابه و همین یک ددلیل صحت گفته های این پست رو ثابت میکنه !!

گردابه های تولید شده بر روی بال هواپیمای کنکورد ( بدون کانارد ) ... :



اینم گردابه های تولید شده رو یک بال خیلی مایل ( High swept wing ) :



................................................................................................................................................................................................

نکته ی 2- به این عکس نگاه کنیم :



قسمتی که مشخص شده در پرنده ی میگ 29 هست و در واقع ورودی هوای ثانویه ی موتور تلقی میشه و تنها کاربردش هم وقتیه که پرنده روی زمینه و رو زمین داره حرکت میکنه ! از اونجایی که برای حرکت آرام پرنده روی تَکسی وِی ( taxi way ) و باند پرواز ( تا قبل از اماده شدن برای پرواز ) ، نیازی به هوای زیاد جهت تولید تراست بالا نیست ، لذا میگ 29 دریچه های ورودی هوای اصلی خودش رو بسته نگه میداره و دریچه های ورودی هوای ثانویه خودش رو باز میکنه ... تازه اینکار برای افرادی هم که ممکنه نزدیک به پرنده باشند از لحاظ ایمنی بهتره چون قدرت مکش موتور ممکنه اونارو به درون خودش بکشه ( چیزیه که تو منابع گفته شد :/ ) .. در برخی از پرنده های روسی این دریچه های ثانویه در زیر جنگنده قرار داره ...

.....................................................................................................................................................................................................................

نکته ی 3 : بحث استفاده از کانارد در موشک های هوا به هوا ( خصوصا کوتاه برد ها ) چیز جدیدی نیست ولی یک نکته ی مرتبط با موضوع تاپیک داشت که گفتم اگه گفته بشه بهتره ( بودنش خالی از لطف نیست ) .... همونطور که در تاپیک گفته شد ، نباید از کاناردهای ثابت در جنگنده ها استفاده بشه و باید یا خود کانارد تماما متحرک باشه و یا حداقل یک بخش متحرک روی کانارد داشته باشیم .. در موشک های هوا به هوای کانارد دار هم به همین صورته منتها با یک تفاوت ! در موشک های هوا به هوای مجهز به کانارد یا باید کانارد ثابت باشه یا متحرک ! یعنی نمیشه که کانارد ثابت باشه و یک بخش متحرک روی خودش داشته باشه ! لذا اگر از کانارد ثابت بر روی موشک استفاده بکنیم در زوایای حمله ی بالا شاهد پدیده ی جدایش هوا از روی کانارد هستیم و نتیجتا استال کردن و از دست رفتن موشک یا هدف ! طبیعتا اگر کانارد متحرک باشه طبق آنچه که در متن تاپیک آورده شده ، بازده بالاتری رو در زوایای حمله ی بالا ( نتیجتا مانور پذیری بالا ) برای موشک به ارمغان میاره ..
ولی گونه ی نسبتا جدیدتری از کانارد وجود داره تحت عنوان اسپلیت کانارد ( split canard ) .. در حالت عادی همیشه از یک ردیف کانارد بر روی موشک استفاده میکنند که حالا یا میتونه ثابت باشه یا متحرک ولی بنا به دلائل گفته شده دیگه از کانارد ثابت استفاده نمیشه و اگر هم استفاده بشه باید تمهیداتی جهت عدم جدایش جریان هوا از روی کانارد در نظر گرفته بشه ... اما در اسپلیت کانارد بجای یک ردیف کانارد از دو ردیف کانارد که پشت سرهم قرار دارند و ردیف اول ثابت و ردیف دوم متحرک هستش استفاده شده !!

کانارد تک ردیفه از نوع متحرک ( موشک ساید وایندر یا ویندر ) :



قسمت هایی که با خط زرد مشخص شده لولا ها یا مفاصل متصل به مکانیسم servo جهت حرکت دادن کانارد هستند ....

اسپلیت کانارد ( ردیف اول ثابت - ردیف دوم متحرک - تابلوئه ! ) :





نحوه ی عملکرد اسپلیت کانارد برای مانورپذیری بیشتر در زوایای حمله ی بالا به این صورته که : همونطور که گفتیم اگه از کانارد ثابت در موشک استفاده کنیم ، مانور پذیری موشک بشدت کاهش پیدا میکنه چون با افزایش زاویه ی حمله و کاهش سرعت هوای عبوری از روی کانارد ، هوا از روی سطح کانارد جدا شده و درگ افزایش و لیفت کاهش پیدا میکنه و نتیجتا موشک استال میکنه ! لذا کانارد های ثابت تنها در زوایای حمله ی کم کاربرد دارند و به هیچ وجه نمیشه چنین موشک هایی رو به تراست وکتورینگ جهت افزایش مانور پذیری مجهز کرد چون بعنوان مثال با انجام حرکت پیچ ( بالا و پایین کردن دماغه ی موشک ) توسط تراست وکتور ، دماغه ی موشک مثلا به سمت بالا میره و این یعنی افزایش زاویه ی حمله و جدایش هوا از روی کانارد و استال کردن دماغه ی موشک ! این یعنی تراست وکتور داره موشک رو به سمت بالا هدایت میکنه درحالی که دماغه ی موشک بعلت استال کردن سیر نزولی پیدا کرده و عکس این قضیه در انجام حرکت پیچ رو به پایینه ! یعنی تراست وکتور تا یه حد مشخصی دماغه ی موشک رو به سمت پایین هدایت کرده ولی بعلت استال کردن دماغه ی موشک ، عملا دماغه ی موشک به سمت زمین تغییر زاویه میده و این یعنی از دست رفتن موشک و هدف !
پس تا اینجا متوجه شدیم که بعلت جدایش هوا بر روی لبه ی فرار ( انتهایی ترین بخش بال که هوا بعد از گذر از اون قسمت ، بال رو ترک میکنه ) کاناردهای ثابت ، گردابه تولید میشه درسته ؟ هدف از نصب کاناردهای متحرک درست بعد از کاناردهای ثابت ، استفاده از گردابه های تولید شده توسط کانارد های ثابته ! دقیقا همون حالت لرکس و بال اصلی که در تاپیک توضیح داده شد ! یعنی گردابه های تولید شده توسط کانارد ثابت مانع از افزایش ضخامت لایه ی مرزی ایجاد شده روی کانارد متحرک شده و از این طریق این گردابه ها از جدایش هوا روی کانارد دوم ( کانارد متحرک ) جلوگیری میکنند و باعث به تعویق افتادن جدایش هوا از روی کانارد دوم در زوایای حمله بالا شده و از این طریق مانور پذیری موشک بشدت افزایش پیدا میکنه !! همین ! از طرفی چون کانارد ردیف دوم بصورت متحرک طراحی شده لذا این کانارد متحرک میتونه عملکردی شبیه به لِوکُن داشته باشه و با چرخش و تغییر زاویه به طرفین ، گردابه ی تولید شده توسط کانارد ثابت رو کنترل کنه و نسبت به زاویه ی حمله ای که موشک درش قرار داره ، بتونه با انحراف گردابه ها در زاویه ی مناسب بهترین عملکرد رو در میدان نبرد از خودش نشون بده ...

دوتا نمونه ی تپل از اسپلیت کانارد :

پایتون 4 :



پایتون 5 :



...............................................................................................................................................................

نکته ی 4 : در تاپیک موشک صیاد 3 گفته شد که وسیله ی کشنده ی برون جوی ( EKV یا Exo-atmospheric Kill Vehicle ) نصب شده روی موشک رهگیر استاندارد 3 جهت رهگیری اهداف بالستیک در فاز میانی ( خارج از جو - قبل از ورود مجدد هدف به جو زمین و شیرجه ی نهایی به سمت زمین و شروع فاز نهایی ) مجهز به سر جستجوگر حرارتی و فاقد مواد منفجره ( قدرت تخریب وابسته به انرژی جنبشی هنگام برخورد به هدف ) ، هم امکان استفاده در درون جو زمین و هم بیرون از جو زمین رو داره ولیییی با یک تفاوت عمده !
همونطور که قبلا باهم مرور کردیم ، هرچقدر که به سطح زمین ( یا سطح دریا ) نزدیک بشیم چگالی و فشار هوا افزایش پیدا میکنه لذا مقاومت هوا ( همون درگ ) در نزدیک سطح زمین ( یا سطح دریا ) در بیشترین مقدار خودش قرار داره .. لذا هرچقدر که از سطح زمین ( یا سطح دریا ) فاصله بگیریم فشار و چگالی و طبیعتا درگ هوا هم کاسته میشه ! اگر به نوع طراحی سرجنگی استفاده شده در موشک استاندارد 3 دقت کنیم ، میبینیم که از هیچ طراحی ایرودینامیکی برخوردار نیست و یک طراحی کاملا ساده و پیش پا افتاده داره ! اما چرا ؟ خب دلیلش واضحه ! چون این سرجنگی در لایه های بالایی جو زمین از موشک اصلی ( بعنوان بوستر ) جدا میشه و در لایه های فوقانی جو زمین انقدر هوا رقیق و کم فشاره که اصلا درگی وجود نداره که بخواد پرتابه رو در فاز نهایی تحت تاثیر خودش قرار بده ! خصوصا نمونه ای از استاندارد 3 ( این نمونه خیلی بزرگه خخ ) که توسط ایستگاه پرتاب زمین پایه ی GMD پرتاب میشه و انقدر بالا میره ( اوج میگیره ) که عملا دیگه در اون ارتفاع هوایی وجود نداره که بخواد درگی وجود داشته باشه ! و با توجه به سرعت high hypersonic ( بالای 10 ماخ ) که این موشک داره داره عملا باید طبق انچه در که در گذشته گفته شد ، باید نوک پرتابه ی نهایی ( نه موشک ) بصورت ایرودینامیک و مخصوص به این سرعت طراحی بشه تا با شکل دهی به امواج شوک بتونه بدون از هیچ مشکلی ماموریت خودش رو به سرانجام برسونه ولی میبینیم که دماغه ی پرتابه ی نهایی خیلی ساده و ابتدایی طراحی شده و دلیلش هم بخاطر بسیار رقیق بودن و کم فشار بودن لایه های هوا در فضای بالای اتمسفر زمین و بسیار ناچیز بودن درگ ( میشه ازش صرف نظر کرد ) هستش ...

پرتابه ی نهایی مورد استفاده در موشک استاندارد 3 پرتاب شده توسط پایگاه زمینی GMD : ( طراحی ساده )



میکرو رانشگر ها مشخصه ( اونایی که عکس عقاب و پس زمینه ی پرچم امریکا روشونه :/ ) - کاور طلایی رنگ دور سیکر حرارتی بعنوان پوشش ضد حرارت عمل میکنه یعنی بخاطر ارتفاع اوج گیری بالایی که این موشک داره عملا باعث میشه که سیکر حرارتی پرتابه ی برون جوی ، تحت تاثیر اهداف کاذب حرارتی ( کلاتر حرارتی - گرمای زیاد خورشید ) قرار بگیره و سیکر کور بشه و نتونه هدف رو تعقیب و منهدم کنه ( درست مثل پلاسما که دمای فوق العاده بالای درون پلاسما در سرعت های بالای 5 ماخ هرگونه جستجوگر حرارتی زمین پایه و دریا پایه رو بواسطه ی دمای بالایی که در پلاسما قرار داره کور میکنه و به همین خاطره که از جستجوگر حرارتی برای کشف اهداف بالستیک استفاده نمیکنند! ) ! لذا از این کاور منعکس کننده ی نور خورشید استفاده کردند تا کلاتر های حرارتی خورشید متوجه سنسور حرارتی پرتابه نشه و تنها حرارتی که سنسور دریافت کنه تنها از جانب موشک هدف باشه ...
نمونه هایی از استاندارد 3 که توسط پرتابگر دریاپایه aegis ( آژانس دفاعی ضد اهداف بالستیک آمریکا ) پرتاب میشن مثل استاندارد IIA-IA-IB ، نسبت به نمونه ی زمین پایه ، ارتفاع اوج گیری کمتری دارند ولی بازهم در خارج از جو زمین عملیات رهگیری و انهدام رو انجام میدن ولی چون نسبت به نمونه ی قبلی زیاد از اتمسفر زمین دور نمیشن ، لذا مقدار کمی درگ وجود داره که به نوبه ی خودش حرکت پرتابه رو در فاز نهایی تحت تاثیر قرار میده ، لذا میبینیم که پرتابه ی نهایی در نمونه های دریاپایه نسبت به نمونه ی زمین پایه ، از طراحی ایده ال تری برخوردارن :

پرتابه ی برون جوی مورد استفاده در نمونه ی دریا پایه ی استاندارد 3 ( aegis ) :



در عکس زیر از سمت چپ اولین موشک مربوط به سیستم دفاع میانه ضد بالستیک زمین پایه ( GMD ) و دومین تصویر از سمت چپ یک ناو جنگی رو نشون میده ( سیستم دفاع میانه ضد بالستیک دریا پایه یا aegis ) : همونطور که میبینیم پرتابه ی نهایی GMD ارتفاع اوج گیری بسیار بالاتری نسبت به ارتفاع اوج گیری پرتابه ی aegis داره ! لذا میبینیم پرتابه ها به لحاظ ظاهری باهم تفاوت دارند که این تفاوت برمیگرده به تفاوت ارتفاع اوج گیری و میزان درگ وارده بر پرتابه ...



لذا زمانی استفاده از چنین پرتابه هایی درون جو زمین معقولیت داره که یک طراحی خاص ایرودینامیک مخصوص سرعت های هایپرسونیک ( از 5 تا 10 ماخ ) و فرا هایپرسونیک ( از 10 تا 25 ماخ ) برای پرتابه لحاظ بشه ...

نکته : گفته های فوق هیچ دخلی به صیاد 3 نداره ...

یا حیدر کرار
جمعه 13 مرداد 1396 - 19:05
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 11 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: hasanali /alij /asd /mehdi /arjemandi1357 /hamid5574 /hk416 /takavar313 /espadan /hossein /behzad005 /


تعداد ارسال ها: 776
نیروی زمینی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 4 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
بهتر بود توضیحات رو در سه پست پشت سر هم توضیح میدادی و یکم از توضیحات غیر ضروری که قبلا گفته شده خودداری می کردی

راستش خیلی زیاده ... تصویر: /weblog/file/forum/smiles/29.gifتصویر: /weblog/file/forum/smiles/29.gif
تصویر: /weblog/file/forum/smiles/29.gif
امضاي کاربر :
جمعه 13 مرداد 1396 - 19:51
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 7 کاربر از alij به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: rubik /asd /mehdi /arjemandi1357 /hk416 /espadan /behzad005 /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 5 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
نقل قول از alij
بهتر بود توضیحات رو در سه پست پشت سر هم توضیح میدادی و یکم از توضیحات غیر ضروری که قبلا گفته شده خودداری می کردی

راستش خیلی زیاده ...



سلام علی جون چه خطرا ؟ :)
اره بعضی از توضیحات اضافی بود چون قبلا گفته شده ولی همیشه وقتی میخوام تو انجمن یه پست بزارم مخاطبم فقط بچه های انجمن خودمون نیستند و به این فکر میکنم که شاید از بین افرادی که تصادفا این تاپیک رو میخونن یه نفر پیدا شه که برای اولین بارش باشه که همچین مطالبی رو میبینه ، برا همین تا حد امکان مسائل رو توضیح میدم ... ولی خب نمیشه همه چیو یکجا توضیح داد ! ولی در حد مطلوب و متناسب با موضوع متن میشه بعضی از موارد رو از ابتدا بررسی کرد که چه بچه های انجمن خودمون و چه افرادی که بصورت مهمان سر میزنن ، بتونن استفاده کنند ...
آره یخورده زیاد ولی بی حال بازی درنیار چون روبیک جون نوشته :) دلت میاد پستامو نخونی ؟ :(( قهرم باهات :))

انشالله اگر پست بعدی در کار باشه حتما تقسیم بندی میکنم ...
فیدامیدا همتون ...

یا حیدر کرار ...
شنبه 14 مرداد 1396 - 02:16
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 5 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: asd /mehdi /alij /hamid5574 /espadan /


تعداد ارسال ها: 3653

پاسخ : 6 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
با سلام وخدا قوت
مطلب خوبی رو شروع کردی امیدوام در مورد استورک هم به همین قوت بنویسی
اما بهتره در ابتدا با یه تعریف ساده و سبک ذهن مخاطب رو اماده کنی بعد بری سراع فرمولا
مثلا خوب بود در یه خط میگفتی به بخشی از ریشه بال که تا نزدیک دماعه جلو رفتهرلرکس میگن
اما تلفظ لرکس بصورت لرکس نه لکس دقیقا مثل تلفظ خواهر با تمام حروف توی کلمه یا مثل کلمه پزو بصورت پوژؤت هست که اشتباهه
اینکه میگ29 از مجرای جانبی هوا سود میبره تنها روی باند نیست و در زوایای حمله بالا که جریان هوای وردی کافی نسیت بکار می افته
باز شدنش در یک مانور سنگین رو خودم دیدم

پاینده باشید
امضاي کاربر : افلاطون در بخشی از توصیف ایرانیان گفت :
آنان از نژاد خدایانند
یکشنبه 15 مرداد 1396 - 22:59
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 6 کاربر از crounus2000 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: hamid5574 /asd /mehdi /alij /espadan /behzad005 /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 8 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
نقل قول از crounus2000
با سلام وخدا قوت
مطلب خوبی رو شروع کردی امیدوام در مورد استورک هم به همین قوت بنویسی : میشه بگین استورک چیه ؟ اخه هرچی تو گوگل گشتم چیزی نیومد بالا جز یه هواپیمای موتور ملخی جنگ جهانی غلومعلی میرزا :))))
اما بهتره در ابتدا با یه تعریف ساده و سبک ذهن مخاطب رو اماده کنی بعد بری سراع فرمولا : انقد ساده گفتم که ننه ی (( الهام حیدر اوغلو علی اُف )) هم متوجه شد دیگه چه ساده کردنی باید میکردم :)))
مثلا خوب بود در یه خط میگفتی به بخشی از ریشه بال که تا نزدیک دماعه جلو رفتهرلرکس میگن : اینم درسته ولی خب مهم انتقال مطلب به مخاطب بود که خداروشکر منتقل شد ....
اما تلفظ لرکس بصورت لرکس نه لکس دقیقا مثل تلفظ خواهر با تمام حروف توی کلمه یا مثل کلمه پزو بصورت پوژؤت هست که اشتباهه : دقیقا نفهمیدم منظورتون چی بود ؟ اگه میگین لرکس اشتباهه و لکس تلفظ صحیحه ؟ و یا لکس اشتباهه و لرکس تلفظ صحیحه ؟ در هر دوی این احتمالات حرفتون رد میشه خخخ چون در متن تاپیک هم گفته شد که بعضا لکس رو با لرکس اشتباه میگیرن ... لکس شامل مجموعه ی سطوح اضافه روی لبه ی حمله ی باله ولی لرکس تنها بخش امتداد یافته ریشه ی باله ...
اینکه میگ29 از مجرای جانبی هوا سود میبره تنها روی باند نیست و در زوایای حمله بالا که جریان هوای وردی کافی نسیت بکار می افته : این دیگه برمیگرده به قدرت ضعیف موتور میگ در مکش هوا ! چون معمولا اگه ورودی هوا در بالای جنگنده نصب بشه مثل هواپیمای بوئینگ bird of prey ، عملا قدرت مانور از جنگنده کاسته میشه چون در زوایای حمله ی بالا ، تنها چیزی که وارد موتور میشه گردابه های خطرناکه و باعث از کار افتادن موتور میشه ! اما زیر بال نصب کردن موتور در زوایای حمله ی بالا مشکل خاصی رو ایجاد نمیکنه .. از طرفی خود همین مجرای ثانویه باعث افزایش سطح مقطع راداری پرنده میشه ... اگه میگ و حتی پکفا و هر جنگنده ی دیگه از موتور قوی تری استفاده کنند دیگه نیازی به ورودی هوای ثانویه و رمپ درونی یا بیرونی ( فقط در این یک مورد ) در زوایای حمله ی بالا که هوا با سرعت کمتری وارد موتور میشه نیست ... این نظر منه شاید اشتباه باشه اصراری بر درست بودنش ندارم و اگر اشتباهه خوشحال میشم صحیحشو بدونم ...

پاینده باشید

دوشنبه 16 مرداد 1396 - 05:52
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 5 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: asd /mehdi /alij /espadan /behzad005 /


تعداد ارسال ها: 735
نیروی قدس سپاه پاسداران

پاسخ : 9 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
سلام رفیق عزیز
عالی بود فقط کاش یکم ساده تر بود مابیسواد ها حالیمون میشد خخخ
تمامی ارسال هات عالین
موفقیتت رو از خدا خواستارم نابغه!
موفق باشید
امضاي کاربر :
" تو چرا می‏جنگی؟ "
پسرم می‏پرسد،
من تفنگم در مشت،
کوله ‏بارم بر پشت،
بند پوتینم را محکم می‏بندم
مادرم، آب و آیینه و قرآن در دست،
روشنی در دل من می‏بارد
پسرم بار دگر می‏پرسد،
که چرا می‏جنگی؟
با تمام دل خود می‏گویم:
تا چراغ از تو نگیرد دشمن ...
دوشنبه 16 مرداد 1396 - 15:37
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از takavar313 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: alij /asd /espadan /rubik /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 10 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
نقل قول از takavar313
سلام رفیق عزیز
عالی بود فقط کاش یکم ساده تر بود مابیسواد ها حالیمون میشد خخخ
تمامی ارسال هات عالین
موفقیتت رو از خدا خواستارم نابغه!
موفق باشید


سهلام یه عسیسم دیگه هم خودشو نمایان کرد جیجرتو خام خام بخورم :)))

داداش شما اقایی و ممنون بابت وقتی که برای خوندن مقاله گذاشتی .. حیف که کرونوس خجالتم داد وگرنه بوست میکردم خخخخ

یه نکته ی هرچند قدیمی ولی موثر که باید گفته بشه اینه که اگر دقت کرده باشین در طول سالیان دراز وقتی در جنگنده ها صحبت از نصب سکان عمودی V شکل میشه اکثرا این دو سکان عمود بر بدنه ی جنگنده ( پوشش بیرونی موتور ) نیستند و با سکان افقی و پوشش بیرونی موتور به ترتیب زاویه ی کمتر از 90 درجه و بیشتر از 90 درجه دارند ( سکان عمودی خط راست نیست و شیب دار طراحی شده ) ...

برای درک درست تر از این حالت به چند عکس زیر یه نگاه بندازیم ...

اف 18 سوپر هورنت :



اف 35 لایتنینگ :



اف 22 رپتور :



اف 15 :



همونطور که میبینیم در 3 جنگنده ی اف 18 و 35 و 22 سکان عمودی بصورت شیب دار طراحی شده ولی در اف 15 بصورت صاف و کشیده ( زاویه ی قائم ) ...

طراحی شیب دار چیز جدیدی نیست یعنی خیلی فسیله ! چون ایده ی این نوع قرارگیری سکان عمودی به دهه ی 1940 میلادی برمیگرده :) پس خیلی فسیله ... حتی در صاعقه 2 هم این طراحی وجود داره ...
بعنوان مثال آقای کِلارنس کِلی جانسون از مهندسین برجسته ی حوزه ی سیستم های هوانوردی کمپانی لاکهید مارتین بخاطر سوابق درخشانی که در این حوزه داشتند مثل طراحی هواپیمای یو 2 و طراحی اولین هواپیمای مافوق صوت جهان با قابلیت رسیدن به بیشینه ی سرعت 2 ماخ ( اف 104 استار فایتر ) ، به در خواست سازمان سیا برای ساخت هواپیمایی با قابلیت های رادارگریزی بعنوان رهبر گروه طراحی انتخاب شدند و در نهایت پروژه ی اس آر 71 بلک بِرد با بیشینه ی سرعت 3.3 ماخ بعد از چندین پیش نمونه مثل A-12 و YF-12 که اتفاقا طراح اصلی هر دوی این جنگنده ها اقای کِلی جانسون بودند به ثمر نشست و یکی از نکات جالب این هواپیما بهره مندی از سکان های عمودی مایل هستش ...



اما طراحی شیب دار سکان عمودی چه مزیت عمده و اصلی نسبت به طراحی صاف و مستقیم سکان عمودی که در اف 15 استفاده شده داره ؟ و چرا این طراحی شیب دار سکان عمودی در هواپیماهای رادارگریز مثل اس آر 71 - اف 117 - اف 22 - اف 35 و پکفا ( نباید جزو رادارگریزها به حساب بیاد ) و حتی هواپیماهای غیر پنهانکار مثل اف 18 استفاده شده ؟

دلیل اصلی برمیگرده به خاصیت رادارگریزی و تفاوت زاویه ی بازتاب امواج راداری در دو حالت سکان شیب دار و مستقیم ....

در حالتی که سکان عمودی قائم بر بدنه باشه مثل اف 15 ، پدیده ای تحت عنوان Corner Reflector به وجود میاد یعنی زمانی که امواج از جهت و زاویه ی خاصی به سکان عمودی و بدنه برخورد میکنند ، امواج بازتابی از سطح سکان عمودی و بدنه طی یکسری فعل و انفعالات مجددا تحت همون جهت و زاویه ی اولیه به سمت منبع ارسال امواج بازتاب داده میشن و از این طریق پرنده در صفحه نمایش رادار نشون داده میشه و بعدش باااامب !!







همونطور که در 3 تصویر بالا میبینیم ، زمانی که امواج از سمت و زاویه ی خاصی به سطح مورد نظر برخورد میکنند ، بعد از چندین فعال و انفعال مجددا به همون سمت و زاویه ی اولیه ( به سمت منبع ارسال امواج ) بازتاب داده میشن ...

اما وقتی که سکان عمودی شیب دار طراحی بشه دیگه این اتفاق رخ نمیده و امواج برخوردی به جنگنده به سمت دیگری غیر از منبع ارسال موج منحرف میشن و از این رو رادارگریزی جنگنده افزایش پیدا میکنه .. تازه فارغ از اینکه سکان عمودی و سکان افقی و بدنه میتونن با مواد و رنگ های جاذب راداری که دارند اکثر این امواج برخوردی رو جذب کنند .....
وقتی سکان عمودی بصورت شیب دار طراحی بشه ، زاویه ای که سکان با بدنه میسازه به دو زاویه ی کمتر از 90 درجه و بیشتر از 90 درجه تقسیم میشه ...



خط قرمز زاویه ای که سکان عمودی با سکان افقی میسازه و کمتر از 90 درجه هست و خط آبی زاویه ی که سکان عمودی با پوشش بیرون موتور ( یا همون بدنه ) میسازه و بیشتر از 90 درجه هستش ...

همین خطوط و زوایا از نمای دیگه :



در برخی از منابع گفته شده که طراحی ذوزنقه شکل سکان عمودی و افقی و بال اصلی به رادارگریزی کمک میکنه ...

یه نکته ای که در مورد رادار گریزی باید گفته بشه اینه که طراحی بدنه نباید مثل بدنه ی اف 117 باشه و میبینیم که الان دیگه این نوع طراحی منسوخ شده و استفاده نمیشه ! دلیلش اینه که بدنه ی اف 117 شکستگی های ( زاویه های تند موجود در ساختار بدنه ) زیادی داشت و این خودش رادارگریزی رو افزایش میداد چون باعث میشد که امواج بعد از برخورد به بدنه ی جنگنده به سمت دیگری غیر از منبع ارسال امواج بازتاب داده بشن ولیی یه مشکل وجود داشت ! در بدنه ی اف 117 بازتاب امواج کنترل شده نبود یعنی در اون زمان فقط مهم این بود که امواج به سمت منبع ارسال امواج بازتاب داده نشن حالا به هر سمت و زاویه ای که میخوان بازتاب داده بشن زیاد مهم نبود ! برای همینم وقتی یک موج راداری به بدنه ی اف 117 برخورد میکرد به زوایای غیر کنترل شده ی زیادی بازتاب داده میشد و این احتمال میرفت که با پیشرفت های راداری ، این امواج پراکنده توسط رادار های نوین دریافت و پرنده لو بره ... لذا این نوع طراحی بدنه منسوخ شد و جای خودش رو به طراحی منحنی شکل و دندان اره ای داد ! این دو نوع طراحی نسبتا جدید باعث میشد که سیگنال های راداری پس از برخورد به بدنه ، تنها در جهت و زاویه های بسیار خاصی بارتاب داده بشن و از بازتاب های غیر اصولی امواج به جهات مختلف مثل اف 177 جلوگیری بشه ...
بعنوان مثال در بمب افکن بی 2 لبه ی حمله ی بال بصورت مسطح و منحنی شکل طراحی شده و از اونور لبه ی دریچه ی ورودی هوای پرنده و خروجی موتور بصورت دندان اره ای :



اگه به کانوپی بی 2 دقت کنیم میبینیم که یک ته رنگ طلایی رنگ داره .. دلیلش اینه که سطح داخلی کانوپی جهت افزایش رادارگریزی باید توسط لایه ی نازکی از طلا پوشش داده بشه تا این لایه مانع از ورود امواج به درون کاکپیت که تماما غیر رادار گریزی هستش بشه ! چون کاکپیت همش دکمه و فرمون و صندلیه خخخ اینا کجاشون رادار گریزه :))
از طرف دیگه ، لایه ی طلای استفاده شده در کانوپی باعث حفاظت از خدمه در برابر امواج ارسالی توسط غلاف جمر (جنگ الکترونیک ) میشه ...

نکته : علاوه بر طلا از مواد دیگری هم در ساخت کانوپی استفاده میکنند مثل پلی یورتان ( یا اُرتان ) - پلی کربنات و رزین اکلیریک ...
نکته 2 : کانوپی حبابی علی رغم اینکه میدان دید 360 درجه رو برای خلبان فراهم میکنه و رابطه ی مستقیمی در رادارگریزی داره ولی در جنگنده هایی مثل اف 22 و اف 35 استفاده نشده ... البته ویکی گفته که کانوپی اف 22 حبابیه ولی ادمو به شک میندازه ...


نکته : طراحی شیب دار سکان عمودی در هواپیمایی مثل اف 18 که اساسا یک پرنده ی غیر رادارگریز و معمولی تلقی میشه ، تنها بمنظور بهره مندی سکان عمودی از گردابه ی تولید شده توسط لرکس ها و فنس های این جنگنده هستش تا در زوایای حمله ی بالا مثل مانور High Alpha که هوا با سرعت کمتری به بال ها و سکان ها برخورد میکنه ، هوا از روی سطوح کنترلی جنگنده جدا نشه و هواپیما استال نکنه ( در تاپیک توضیح داده شده ) ... لذا گفته شده که اف 18 میتونه تا زاویه ی حمله ی 50 درجه بدون از استال کردن از خودش قدرت مانور نشون بده ...

نکته ی 2 : موارد گفته شده در نقد سکان عمودی قائم ، تنها به دو سکانه ها خلاصه نمیشه و هواپیماهای تک سکانه هم مثل تایفون و اف 16 با مشکل افزایش سطح مقطع بواسطه ی آنچه که گفته شد ، دست به گریبانند ...

یا حیدر کرار ...
سه شنبه 17 مرداد 1396 - 19:23
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 5 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: hossein /espadan /asd /hamid5574 /behzad005 /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 11 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
سلام خدمت همه بچه هااا بووسس ..

در پست قبل درباره ی رادار گریزی بحث شد که حالا رادار گریزی یا اختفای راداری بحث مفصلیه و خوشبختانه در انجمن زیاد در موردش بحث شده و اساتید قبلا توضیح دادند ... لذا کاریش نداریم ...

الان میخوایم درمورد اختفای حرارتی ( پنهانکاری از نوع حرارتی ) در جنگنده های مدرن بحث کنیم ...

اساسا اگر یک جنگنده ببعنوان مثال سطح مقطع خیالی و دور از ذهن 0.000000001 متر مربع داشته باشه !!! و هیچ رادار زمین پایه - دریاپایه و هواپایه ای نتونه کشفش کنه ، اگر این جنگنده به لحاظ حرارتی از اختفای مناسبی برخوردار نباشه مطمئنا کارایی پرنده زیر سوال میره و برد عملیاتی و قابلیت های رزمی پرنده بخاطر وجود حسگر ها و سنسور حرارتی دشمن کاهش پیدا میکنه ...

لذا وقتی صحبت از جنگنده ی نسل 5 میشه یعنی این جنگنده باید 4 اختفای راداری - بصری - صوتی و حرارتی رو داشته باشه تا بتونیم اونو یک جنگنده پیشرفته تلقی کنیم ...

اختفای بصری بیشتر به ارتفاع پروازی و نوع رنگ جنگنده برمیگرده ... اختفای صوتی اغلب بواسطه ی موتورهای توربوفن با کنار گذر بالا و همچین سیستم های ضربه گیر صدای موتور تامین میشه ... اختفای راداری که بحث بسیار مفصلیه و اساسا هیچی در مورد الکترونیک نمیدونم و اخوی alij باید توضیح بدن چون رشته ی دانشگاهیشون الکترونیکه ...

اما بحث اصلی این پست به اختفای حرارتی برمیگرده ... اختفای حرارتی یعنی حرارت بدنه و حرارت بخارات داغ خروجی از نازل یک جنگنده بقدری کم باشه که توسط سنسورهای حرارت یاب دشمن مثل IRST ها قابل کشف نباشه ...

اولین اقدام جهت کاهش بازتاب حرارتی پرواز در ارتفاع پایین هستش ... همونطور که میدونیم با ارتفاع گیری از سطح دریا رفته رفته هوا سرد تر میشه و طبیعتا با سردی هوا تنها حرارتی که در ارتفاعات بالا قابل مشاهده هست ( در ارتفاعات بالا کلاتر حرارتی یا اهداف کاذب حرارتی طبیعی بسیار کمه ) ، حرارت ناشی از بدنه و موتور جنگنده هستش ...

لذا یکی از راه های خنثی سازی کشف حرارتی جنگنده ، پرواز در ارتفاعات پایین پروازیه ... چون در ارتفاعات پایین پروازی هم دمای هوای اطراف بالاتره و هم بازتاب امواج خورشید که به سطوح مختلف روی زمین برخورد میکنند بیشتره و لذا علاوه بر هدف ، کلاترهای حرارتی زیادی توسط سنسور حرارتی کشف میشه و سنسور باید بتونه هدف واقعی ( یعنی جنگنده ) رو از اهداف کاذب حرارتی ( کلاتر حرارتی مثل برخورد ارتعاشات خورشید به سطح زمین - دریا - کوه ها و غیره ) تشخییص و تمییز بده ...

راه دیگه ی کاهش اختفای حرارتی استفاده از موتورهای توربوفن با کنار گذر بالاست یعنی بمقدار بیشتری هوای سرد و گرم در اگزاست میکسر باهم مخلوط بشن تا حرارت خروجی و صدا و نویز بالای موتور کاهش پیدا کنه ( در انجمن بسیار کامل توضیح داده شده بهمین خاطر ازش رد میشیم ) ...

مورد بعدی که بازهم در انجمن توضیح داده شده برمیگرده به طراحی نامتعارف خروجی موتور یا همون نازل .. در اکثر جنگنده ها نازل ها بصورت دایره ای شکل طراحی شدند .. حتی اگر ما بپذیریم که جنگنده های با نازل دایره ای ( هندسه ی کروی ) ، به موتور توربوفن مجهز شده باشند ولی بازهم این نوع طراحی نازل بدون از در نظر گرفتن شیوه ی خنک کاری ثانویه ی تراست ، باعث افزایش حرارت خروجی از موتور میشه ... درسته که موتورهای توربوفن بعلت ماهیت وجودی که دارند باعث خنک کاری اولیه تراست ( قبل از خروج از موتور ) میشن ولی این خنک کاری اولیه توسط خود موتور برای یک جنگنده ی نسل 5 به هیچ عنوان قابل قبول نیست و باید از سیستم های خنک کننده ی ثانویه و روش های دیگری هم برای کاهش حرارت تراست استفاده بشه ...
برگردیم به بحث خودمون : وقتی نازل موتور دایره ای شکل باشه میزان تراست خروجی از نازل افزایش پیدا میکنه یعنی تراست از نوع پایداره فلذا بخارات داغ موتور پس از خروج از موتور ، در بازه ی زمانی طولانی تری با هوای اتمسفر واکنش نشون داده و خنک میشن ( دمای تراست در مدت زمان طولانی تری با دمای اتمسفر اختلاف حداقلی پیدا میکنه و تراست دیرتر پراکنده شده و از بین میره )
به همین خاطر اومدن از طراحی نامتعارف دهانه ی خروجی نازل استفاده کردند .. نازل های نامتعارف دیگه مثل قبل دایره شکل نیستند و دارای ساختار مستطیلی شکل هستند که در برخی موارد مثل هواپیمای اف 117 این نازل مستطیل شکل طول بسیار زیاد و عرض بسیار کمی داره و در برخی موارد مثل اف 22 از نازل های مستطیل شکل با ابعاد متعارف استفاده شده ...
در نازل های با طراحی نامتعارف ( غیر معمول ) میزان تراست خروجی از نازل نسبت به نازل های دایره ای شکل کاهش پیدا کرده و تراست ناپایدار شده ، لذا زمانی که تراست از نازل خارج میشه سریع تر با هوای اطراف ( اتمسفر ) واکنش نشون داده و سریع تر خنک و پراکنده میشه فلذا تاثیر مستقیمی روی اختفای حرارتی پرنده داره ...
منتها طراحی نامتعارف نازل باعث میشه که نتونیم از نازل های هندسه متغیر ( قابلیت تنگ و گشاد شدن دهانه ی خروجی نازل ) جهت استفاده از پس سوز استفاده کنیم .. فلذا اگر جنگنده ای نازل نامتعارف داشت مساویست با عدم استفاده از پس سوز و عدم توانایی در شکستن دیوار صوتی و ورود به سرعت های مافوق ( در حالت کلی ) ...
از طرفی گفتیم که نازل مستطیل شکل اف 22 ابعاد بسیار معقول تری نسبت به نازل اف 117 داره .. دلیلش اینه که همونطور که گفتیم با کاهش قطر خروجی نازل ، میزان تراست خروجی از نازل هم کاهش پیدا میکنه فلذا سرعت جنگنده هم تقلیل پیدا میکنه ولی از اونجایی که اف 117 یک پرنده ی مادون صوت هستش و توانایی رسیدن به سرعت های مافوق صوت رو نداره ، لذا باید از نازل هایی با قطر خروجی بسیار کم استفاده کنه تا حرارت موتور به حداقل خودش برسه ولی از اونطرف چون اف 22 یک جنگنده برتری هوایی محسوب میشه پس باید بتونه در رژیم های مافوق صوت هم ورود پیدا کنه .. فلذا میبینیم نازل اف 22 از طراحی متعارف تری نسبت به نازل اف 117 برخورداره و دهانه ی خروجی بازتری ( قطر بیشتری ) نسبت به دهانه ی خروجی نازل اف 117 داره .. فلذا تراست به میزان کافی از نازل خارج شده و از اونجایی که موتور رپتور قابلیت رسوندن سرعت پروازی پرنده به رژیم های مافوق صوت بدون استفاده از پس سوز رو داره لذا این نوع طراحی نازل بسیار عالی و کامله ...

نازل نامتعارف در اف 22 :



بی 2 :



اف 117 :



اینا همش قبلا گفته شده ولی هدف از گفتن مجدد موارد فوق ، یک پیش زمینه ی فکری بود که به شاه غزل ماجرا برسیم ...

همونطور که میدونیم تجهیزات الکترونیکی - اویونیکی - سیستم برق و غیره بکار رفته در جنگنده میتونن در طولانی مدت گرما تولید کنند حتی خود موتور هم میتونه بواسطه ی عملکردش باعث گرم شدن بدنه ی جنگنده بشه ... اختفای حرارتی تنها به بخارات تراست خروجی از نازل خلاصه نمیشه بلکه خود سیستم های درونی جنگنده هم میتونند باعث افزایش دمای کلی جنگنده بشن ...

لذا علاوه بر روش های فوق که برای خنک سازی تراست خروجی از نازل گفته شد ، باید روش های دیگری هم بمنظور خنک کاری بدنه ی جنگنده و سیستم های داخلی لحاظ بشه ...

به این دوتا عکس نگاه کنیم :





مجراهای مشخص شده در زیر و بالای جنگنده ی اف 35 بسیار منحصر به فرد هستند و بمنظور خنک کاری سیستم های داخلی جهت کاهش حرارت وارد بر بدنه تعبیه شدند ( حرارت کل )

در تصویر اول که مجرای هوا در زیر بدنه یا بال قرار داره بمنظور جلوگیری از انتقال گرمای موتور به بدنه استفاده میشه ...

همچین حالتی :



هوایی که از طریق این مجرا وارد جنگنده میشه ، باعث ایجاد یک حائل بین موتور و بدنه شده و از انتقال گرمای موتور به بدنه ی جنگنده و داغ شدن بدنه جلوگیری میکنه ( ایزوله کردن فضای بین موتور و بدنه ی جنگنده ) .. کاربرد اصلی این مجرا در ارتفاعات بالاست .. همونطور که قبلا با هم مرور کردیم با ارتفاع گیری و دور شدن از سطح دریا ، دمای هوا کاهش پیدا کرده و هوا سرد تر میشه فلذا اگر جنگنده اختفای حرارتی نداشته باشه براحتی تفاوت بین هوای سرد اتمسفر با دمای بالای جنگنده و موتور مشخص شده و جنگنده براحتی توسط سنسورهای حرارتی کشف میشه .
لذا مجراهای تعبیه شده در زیر بال / بدنه ی اف 35 در ارتفاعات بالاتر با هدایت هوای سرد اتمسفر به درون جنگنده باعث کاهش بیش از پیش انتقال حرارت از موتور به بدنه شده و از این رو حرارت بدنه ی جنگنده کاهش پیدا میکنه ...

تصویر بعدی که مجرای هوا در بالای جنگنده / بالای دریچه ی ورودی هوا نصب شده بمنظور خنک سازی اویونیک و سیستم های الکترونیکی مثل سیستم استارتر موتور ( IPP ) هستش ..

پس در مجموع هوای سرد اتمسفر از طریق 3 مجرای متفاوت وارد اف 35 میشه : 1- دریچه هوای موتور / موتور توربوفن 2- مجرای هوای تعبیه شده در زیر بال / زیر بدنه 3- مجرای هوای تعبیه شده در بالای بدنه / بالای دریچه ی ورودی هوا !!!

پس تا اینجا متوجه شدیم که دمای بدنه در اف 35 از چه راه هایی کنترل و کاهش پیدا میکنه ...

از طرفی نازل اف 35 طراحی متعارف داره ( دایره ای شکل ) و شاید این گمانه زنی بوجود بیاد که این جنگنده حرارت بالایی بواسطه ی تراست بالای خروجی از نازل میتونه داشته باشه !! ولی خییر !!

به این تصاویر نگاه کنیم : منافذ خروجی هوا تعبیه شده روی پوسته ی بیرونی نازل جهت خنک سازی تراست ( در حالت باز ) ...



در حالت بسته :



مجددا در حالت باز :



اینجوری دمای تراست کاهش پیدا میکنه :))

البته شکل ظاهری دندانه دار نازل در اف 35 هم کمک به کاهش بازتاب راداری و هم کمک به کاهش اثر حرارتی میکنه ...

مقایسه ی میزان حرارت تراست خروجی از دونازل به ترتیب معمولی و دندانه دار :



در برخی پرنده ها مثل yf-23 و بی 2 از سرامیک ( کاشی ) های به خصوصی جهت پراکندن سریع تر حرارت در هوا ( هم دما شدن یا به حداقل رسیدن اختلاف دمای تراست با هوای آزاد ) بمنظور محافظت از پرنده در برابر کشف و رهگیری توسط سنسورهای حرارت یاب زمین پایه و همچنین موشک های هدایت حرارتی استفاده شده ...

پی نوشت 1 : اگه به بالک ها اف 117 دقت کنیم میبینیم که از نوع double edge که قبلا توضیح داده شده هستش :



پی نوشت 2 : اف 35 از 6 سنسور الکترواپتیکال ( distributed aperture system (DAS یا AN/AAQ-37 ساخت کمپانی نورث روپ گرومن که بر روی قسمت های مختلف بدنه ی این جنگنده بمنظور پوشش 360 درجه نصب شده ، بهره میبره ...
این 6 سنسور برای انجام ماموریت های مثل ناوبری در شب و روز - کشف محل استقرار و موقعیت سنسورهای حرارت یاب دشمن - شناسایی محل پرتاب موشک دشمن - کشف و رهگیری تهدیدات موشکی و ...
این سنسورها بهمراه رادار کنترل آتش آرایه فازی اسکن الکترونیکی فعال AN/APG-81 نصب شده بر روی اف 35 این توانایی رو دارند که چندین هدف بالستیک رو بطور همزمان کشف کنند .. بعنوان مثال سنسور داس ( DAS ) این توانایی رو داره که 5 هدف بالستیک که پشت سر هم پرتاب شدند رو در آن واحد از زمان پرتاب تا زمان جدایش پیشران مرحله ی دوم کشف و رهگیری کنه !!!!

محل قرار گیری سنسورهای الکترواپتیکال DAS :



نقاط نشون داده شده در تصویر بالا از نمای نزدیک :





سنسور نصب شده در طرفین دماغه :



سنسور نصب شده در زیر جنگنده :



سنسورهای شبیه به سنسورهای نصب شده روی اف 35 در جنگنده جِی 20 چین :/ :



پی نوشت 3 : بچه خواهشا لینک زیر رو هم مطالعه کنین که همراه با مطالب موضوع تاپیک ، دیگه در مورد گردابه ها و نحوه ی تشکیلشون کاملا آشنا شده باشیم و دفعه ی بعد نخواد مجددا درباره ی نحوه ی تشکیل گردابه توضیح داده بشه و به همون ذکر نام گردابه بسنده کنیم :

http://irartesh.ir/Forum/Post/10622

یا حیدر کرار ...
چهارشنبه 18 مرداد 1396 - 17:21
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 3 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: espadan /asd /hamid5574 /


تعداد ارسال ها: 3653

پاسخ : 12 RE لرکس چیست ؟ + نحوه ی عملکرد
نقل قول از rubik
نقل قول از crounus2000
با سلام وخدا قوت
مطلب خوبی رو شروع کردی امیدوام در مورد استورک هم به همین قوت بنویسی : میشه بگین استورک چیه ؟ اخه هرچی تو گوگل گشتم چیزی نیومد بالا جز یه هواپیمای موتور ملخی جنگ جهانی غلومعلی میرزا :))))

و اما استورک همونطور که کدخدامون میگه به کشیدگی یا امتداد ریشه بال به سمت انتهای بدنه پرنده استورک میگن که نمونه ش رو در اف 35 و اف 16 به خوبی میتونی ببینی این چیزا توی نت ممکنه نباشه واسه همین توصیه میکنم بیای پیش کدخدا ده مون تا بهت یاد بده خخخخ
اما بهتره در ابتدا با یه تعریف ساده و سبک ذهن مخاطب رو اماده کنی بعد بری سراع فرمولا : انقد ساده گفتم که ننه ی (( الهام حیدر اوغلو علی اُف )) هم متوجه شد دیگه چه ساده کردنی باید میکردم :)))
شما از دید خودت ساده میبینی اما باور کن برای مخاطب تازه وارد خیلی پیچیده ش کردی
صرفا برون ریزی مطالب مهم نیست باید جوری ارایه بدی که خواننده از روی ذوق تا انتها مطلب رو پیگیری بکنه

مثلا خوب بود در یه خط میگفتی به بخشی از ریشه بال که تا نزدیک دماعه جلو رفتهرلرکس میگن : اینم درسته ولی خب مهم انتقال مطلب به مخاطب بود که خداروشکر منتقل شد ....
اما تلفظ لرکس بصورت لرکس نه لکس دقیقا مثل تلفظ خواهر با تمام حروف توی کلمه یا مثل کلمه پزو بصورت پوژؤت هست که اشتباهه : دقیقا نفهمیدم منظورتون چی بود ؟ اگه میگین لرکس اشتباهه و لکس تلفظ صحیحه ؟ و یا لکس اشتباهه و لرکس تلفظ صحیحه ؟ در هر دوی این احتمالات حرفتون رد میشه خخخ چون در متن تاپیک هم گفته شد که بعضا لکس رو با لرکس اشتباه میگیرن ... لکس شامل مجموعه ی سطوح اضافه روی لبه ی حمله ی باله ولی لرکس تنها بخش امتداد یافته ریشه ی باله ...
اینکه میگ29 از مجرای جانبی هوا سود میبره تنها روی باند نیست و در زوایای حمله بالا که جریان هوای وردی کافی نسیت بکار می افته : این دیگه برمیگرده به قدرت ضعیف موتور میگ در مکش هوا ! چون معمولا اگه ورودی هوا در بالای جنگنده نصب بشه مثل هواپیمای بوئینگ bird of prey ، عملا قدرت مانور از جنگنده کاسته میشه چون در زوایای حمله ی بالا ، تنها چیزی که وارد موتور میشه گردابه های خطرناکه و باعث از کار افتادن موتور میشه ! اما زیر بال نصب کردن موتور در زوایای حمله ی بالا مشکل خاصی رو ایجاد نمیکنه .. از طرفی خود همین مجرای ثانویه باعث افزایش سطح مقطع راداری پرنده میشه ... اگه میگ و حتی پکفا و هر جنگنده ی دیگه از موتور قوی تری استفاده کنند دیگه نیازی به ورودی هوای ثانویه و رمپ درونی یا بیرونی ( فقط در این یک مورد ) در زوایای حمله ی بالا که هوا با سرعت کمتری وارد موتور میشه نیست ... این نظر منه شاید اشتباه باشه اصراری بر درست بودنش ندارم و اگر اشتباهه خوشحال میشم صحیحشو بدونم ...


نه فقط تو بلکه عادت غالب ما ایرانی ها اینه که همه چیز رو با هم مخلوط میکنیم که اگر اشپز بودیم میهمانان مون یا اسهال میشدن یا استفراغ خخخخ

برای مثال توی این پست به قول خودت در مورد لرکس حرف زدی اما از همه چیز یه چند خط اوردی
نتیجه ش اینه که خواننده نمیدونه جریان گردابه خوبه یا بد اصلا لرکس چقدر مفیده اینکه همش تولید گردابه میکنه
اومدی گفتی کانارد باید متحرک باشه و چنین و چنان خب هر کسی میدونه که پرنده مافوق صوت حتما باید کانارد تمام متحرک داشته باشه
بعدش یه جوری میگی ویکی که انگار از سایت ویکی لیکس که مدیرش پسرخالت هست کپی کردی درحالی که همه دوستان میدونن که ویکی پدیا معتبر نیست
فعلا تا اینجا رو داشته باش تا سر فرصت بیام با هم بحث کنیم
----------------------
راستی این رو یادم رفت بگم
بخاطر این درهم ریختگی مطالب باید از خواننده ها حلالیت بطلبی تصویر: /weblog/file/forum/smiles/1.gif

پاینده باشید



امضاي کاربر : افلاطون در بخشی از توصیف ایرانیان گفت :
آنان از نژاد خدایانند
پنجشنبه 19 مرداد 1396 - 14:14
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 3 کاربر از crounus2000 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: mehdi /espadan /asd /



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.




انجمن نظامی آی آر ارتش



سايت نظامي آي آر ارتش در مرداد ماه سال 1391 تاسيس و براي بالابردن معلومات نظامي پارسي زبانان جهان راه اندازي شده است.اين سايت به هيچ ارگان دولتي و نظامي وابسته نيست و کاملا شخصي مي باشد.تمامي حقوق مطالب براي سايت آي آر ارتش محفوظ مي باشد.
ضمنا کپي برداري از مطالب انجمن و سايت با ذکر منبع باعث خوشنودي ماست.



ايميل پست الکترونيکي مديريت سايت : ir.artesh@yahoo.com